غضنفر تو اردبیل میمیره اعلامیه اش رو میزنن به دیوار … تو انتخابات
رای میاره
ماشینپیکانی با شماره پلاک
تهران ص از چراغ قرمز ردمی شه , پلیس که ساده بودهآژیر کشان دنبالش می افته و پشت سرهم
داد می زد : تهران صلی الله علیه وآله بزن کنار
غضنفر داشته رادیو پیام گوش میداده، گزارشگره میگفته: راه بهارستان
به امام حسین بستهاست، راه انقلاب هم به امام حسین بستهاست… غضنفر
میگه: باشه بابا بستس که بستس، دیگه چرا هی قسم میخوری
غضنفرتو
انگلیس راننده تاکسی می شه بهش میگن سختت نیست فرمون سمت راسته اینجا ؟میگه والا سخت که نیست
فقط یه مشکلی که دارم اینه که هر وقت تف می کنم میافته رو مسافر بغلی
انجیررو به غضنفرنشون می دن ، می گن این چیه ؟
می گه آلو بوده چلوندن ، توزعفرون خوابوندن ، بهش کنجد مالوندن ، یه
چوب بهش چپوندن ، تازه شده گلابی
از
غضنفرمیپرسن, نظرت راجع به نوشابه چیه؟ میگه: نوشابه آب داره, گاز داره, یه خط
تلفن هم بزنن دیگه عالی میشه.
غضنفراز جوب می پره ازش فیلم می گیرن . دور آهسته میزارن میفته تو جوب.
دور تند می زارن می خوره به دیوار
از
غضنفرمی پرسن دانشگاه می ری؟ میگه: اگه بار بخوره همه جا می ریم… دانشگاه، انقلاب،
میدون
آزادی…
غضنفرتوی کوپه قطار با یک خانم غریبه همسفر بوده.
شب خانمه میره تخت بالاییمیخوابه و غضنفر تخت پایینی. نصفه شب خانمه
میگه سردمه، کاش شما میتونستیمیرفتی از مأمور قطار برام پتو میگرفتی. غضنفر
میگه میخوایی خانم امشب فرضکنیم زن و شوهر هستیم تا هردومون گرم شیم؟
خانمه که همچین بگی نگی ازپیشنهاد بدش نیومده بوده میگه باشه حاضرم. غضنفر
میگه پس پاشو خودت برو پتوبگیر، برای منم یه چایی بیار
از
غضنفرمی پرسن باد صدادار چه شکلیه؟ میگه حلقه ای. میگن چرا؟ میگه چون هر وقت هر کی
باد می ده، می اندازه گردن من!
غضنفریه آینه رو زمین پیدا می کنه. برش می داره، عکسش می افته توش،
میگه: ببخشید نمی دونستم مال شماست
ازغضنفر می پرسن که برای بستن یک لامپ به چند نفر احتیاج داری؟ می گه ۳ نفر. می گن چرا ۳ نفر ؟ میگه: یه نفر میره
بالا نردبون لامپ رو بگیره .. دو نفرهم از پایین، نردبون رو بچرخوونند
پسر غضنفر تو پارک با یه دخترهقرار گذاشته بوده ، بعد همین که داشتن
حرف میزدن یهو دختره میگه : وایبابام از دور داره میاد غضنفر : بابات تا حالا منو دیده ؟ دختره : نه غضنفر: اینکه ترس نداره ، بهش بگو من داداشتم
پلیس به غضنفر: اینجاماهیگیری قدغنه!!! غضنفر: ولی اینجا تابلو نزدین!!! پلیس:
نزدیم که نزدیم،زود باش از بالای اون آکواریوم بیا پایین
غضنفرروی ریل راه اهنمیخوابه بهش میگن چرا اینجا خوابیدی ؟ میگه میخواهم خود
کشی کنم. میگن بسان نان بربری چیه دستت؟ میگه بر فرض قطار نیامد من اینجا از گشنگی
بمیرم.
به غضنفر میگن : سگتون بچه ی ما را گاز گرفته .
میگه : اولا سگ ما گاز نمیگیره . دوما سگ ما همیشه بسته است . سوما ما سگ نداریم !
غضنفرمیاد تهران ویه تاکسی میخره که مسافر کشی
کنه؛خانمی ازش میپرسه:آقا ببخشیدکریم خان میرید؟غضنفرمیگه:آره خب اگه نمیرید که میترکید
غضنفر میخواسته از روحانیت و ورزش یکجا دفاع
کنه عمامه درست میکنه با مارک آدیداس
مطلب را به بالاترین بفرستید:
شنبه 20 خرداد ماه سال 1385
۲۰ خرداد
وقتی جنین مرغ دچار جهش ژنتیکی میشه
یه دکتر ترک به مریضش 2 جور قرص میده میگه: یکیشو یه ربع قبل از خواب میخوری یکیشو یه ربع قبل از بیداری
دو تا ترک تو سازمان فضائی ناسا کار میکردن . هر روز میرفتن کافی شاپ و به گارسون میگفتن قهوه ترک داری گارسون هم میگفته نخیر نداریم خلاصه چند بار این موضوع تکرار میشه تا گارسون صبرش تموم میشه یه روز که میان و میگن که قهوه ترک داری گارسون میگه بله داریم بنشینید تا براتون بیارم بعد هم میره و تو قهوه سوخت موشک میریزه میاره میزاره جلو ترکا اونها هم با به به و چه چه میخورن و میرن نصف شب تلفن یکیشون زنگ میزنه گوشی رو بر میداره میگه: ها بفرما. دومی میگه : الو اوروج خودتی اولی میگه ها بیوک توئی چیکار داری دومی میگه : ببینم اوروج دور چشات قرمز نشده اولی میگه: ها چرا قرمز شده دومی میگه : ببینم شیکمت باد نچرده . اولی میگه : چرا چرا باد چرده. دومی میگه : هــی نچسی ها چون من چسیدم افتادم سنگاپور.
تو مجلس حاج منصور چراغ ها رو خاموش کرده بودند و لخت شده بودن سینه میزدن حاج منصور میگه: که خوب چراغ ها رو روشن کنید یهو ترکه داد میزنه : جون مادرت صبر کن شورتمو دزدیدن
متن نامه یاحمدی نژاد به بوش: اگر خورشید را در دست راست و ماه را در دست چپ من هم قرار دهی ، عمرا" بیخیال انرژی هسته ای بشم
مطلب را به بالاترین بفرستید:
شنبه 16 اردیبهشت ماه سال 1385
۱۶ اردیبهشت
ترکه صبح میره مغازه و کرکره رو بالا میکشه و میگه بسم الله رحمان الرحیم وارد میشه بعدش میبینه همه مغازه رو خالی کردن !!! کرکره رو میکشه پایین ومیگه صدق الله علی العظیم.
ترکه از کنار دیوار رد میشده، یه کاغذ میافته رو سرش می میره، ملت جمع میشن ببینن چی شده، می بینن رو کاغذه نوشته آجر!
غضنفر به اتاق رئیسش رفت و گفت: آقای رئیس من برای ازدواج دو روز مرخصی می خوام. رئیس گفت : شما که یه هفته تعطیلی داشتین چرا ازدواج نکردین؟